close
تبلیغات در اینترنت
کاش که تو رو سرنوشت ازم نگیره.
طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي
?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
♣کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه♣
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

کاش که تو رو سرنوشت ازم نگیره.

دکتر انلاين

windows 8 windows 7 opera firefox chrome idm winrar kmplayer kaspersky flashplayer adobe reader

تبليغات رزبلاگ

عطاري انلاين

طبيب محمد صديقي درمان بيماري ها با گياهان دارويي و طب سنتي

?ترک اعتياد به روش سنتي به کمک عرقيات گياهي
?درمان انواع بيماريهاي تنفسي و گوارشي
?درمان بيماريهاي عصبي و مغزي
?درمان بيماريهاي خوني و قلبي
?درمان بيماريهاي پوست و مو
?درمان بيماريهاي مفصلي و استخواني و عضلاني
?درمان انواع بيماري زنان ( اختلالات قاعدگي ، داروي زاچي، حاملگي،  جلوگيري از حامگي، رحم و....) 
?درمان بيماري دهان و دندان
?درمان بيماريهاي دستگاه تناسلي
?درمان لاغري و چاقي با داروهاي ترکيبي
 ?درمان سنگ کليه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ايا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
?کارشناس گياهان دارويي بيش از 50 سال تجربه?
کاملترين مجموعه گياهان دارويي در منطقه

کاش که تو رو سرنوشت ازم نگیره.

کاش که تو رو سرنوشت ازم نگیره میترسه دلم بعده رفتنت بمیره اگه خاطره ها یادم میارنتو رو لااقل از تو خاطره هام نرو کی مثل من واسه تو قلب شکستش میزنه آخه کی واسه تو مثل منه بمـــــــــــــــــــــــــــــون دلم من فقط به بودنت خوشه منو فکر رفتنت تو میکشه لحظه هام تباهه بی تو زندگیم سیاهه بی تو نمیتونممولتی هاسترای پنجره های طلایی عشق ! تسلیم عشق شوید تا حصار غم را بزداییدو نور عشق را از خود عبور دهید ! ای ثانیه های منظم هستی ! ای جشنواره های برپاشده ی طبیعت فریاد ! چلچراغ عشق آویزه ی گوشتان است ! دوستی در گرو خاطره های تمدید شده ی ایثار است ! صبر کنید...... آیین عشق سراسر بخشندگی است ! بایستید...... ایمان مطلق ، حضور روشن تمامی فصل های خداست ! می دانم ! انتخاب با شماست ! ترجیحا خاطره ها را پس نزنید ! دلتان چون گنبد طلایی قدیسان است ! تصمیم بگیرید ! حضور خدا را بسنجید ! دریابید که تنها شما نیستید که عظمت هستی را می دانید ! ما نیز دست بر قانون مهربان طبیعت می نهیم تا در جشن های شکوفایی عشق های ابدی سهیم باشیم ! خدا فریادرس است!.... تصمیم با شماست.... انتخاب با شماست.... راهتان باز است ! ای تنها سفر کردگان ! اسماء خدا زنجیره ای است بر گردنتان، که مبادا در سخت ترین روزگاران اورا نخوانید ! پس بیایید ای طلایه داران عصمت جاوید ! بر دلتان مهر محبت خدا را زنید تا خداوند نیز سفره ی دلتان را پربار تر نماید ....!مولتی هاسترساکتم اما میان این سکوت هستی عمر خودم را باختم چند روزی است که در این غربتم خانه ی عشق خدا را ساختم با که گویم که دلم در این دیار خاطراتی تازه را سر می دهد هر که باشد با تمام تازگی صبر را در خانه ام پر می دهد می روم با هر که عشقم را شناخت سهم با هم بودنم از عشق چیست؟ در میان قاصدان خانه ام جاودان تر از خدا در عشق کیست؟ زاهدی از زهد و تقوا دم زند شرم حوا را برای عشق گفت چون سبکبالان راه معرفت عشق در زیبایی قلبش شکفت پرورش در آسمان هفتم است اشک در عشق خدا تفسیر شد داستان عاشقان دشت عشق در کتاب عاشقی تحریر شد باید از بی کس شدن درسی گرفت با خیال عاشقی پرواز کرد خاطرات خسته را از بین برد با خدا درسی جدید آغاز کردمولتی هاسترشاخه ای از نگهم می خشکد و به شط دل بی آب شده قدمی از دل من می پرسد ! شاید این بار کلامش عشق است ! به دل لک زده از برگ وصال فاتح صبح دلم ، پر مهر است ! دمی از شاخه ی بی کس شدنش می دانم ! که چرا فرش دل آن همه صیاد ، چرا؟ بر کبوتر شدن شاخه گلی تسلیم است ! من کمی می دانم ، هدف فاصله ی شهر خدا تا دل ما، بهدمی عشق ، دمی دلتنگی است ! من کمی می دانم ، که چرا دست به دستان خدایم دادم ؟ من کمی می دانم ، خادمان حرم عشق چرا بیدارند ؟ ! که چرا عشق ، تمنا و وصال همه را می دانند؟ ! من کمی می دانم ، که چرا خاطر سرو خسته ، از نگاه بادی کمی دلتنگ شده ؟ ! که در این شهر غریب ، آشنایی ، ز چه رو شیفته و خام شده ؟ ! من کمی می دانم ، که چرا عزت و ایمان همه کمرنگ شده ؟ ! ز چه رو ، عشق به سجاده نشینان ، پر نیرنگ شده ؟ ! شب پر دلتنگی است ! سایه ای افسرده ! آشنایی خسته ! و دل شاعر شهر ، با لبانی بسته خسته از دلتنگی است ! من کمی می دانم ، خاطر سرد غروب ، ز چه رو ، طلب عشق از آن صبح مسیحا می کرد ؟ ! من کمی می دانم ، که چرا ساکنی از دشت خدا ، دل ویران شده اش ، غمگین است ؟ ! من کمی می دانم ، شب رهایی دارد ! درد رنگی دارد ! ز چه رو ، حادثه های دل ما باز پیامی دارد ! کار ما ، دلداری است ! درد ما ، بی تابی است ! سهم ما ، پاییز است ! ولی انگار ، پیامی خفته در دلم جاوید است ! من کمی می دانم ،مولتی هاسترمولتی هاستر

ديدگاه هاي شما ::.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی